دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

متن آهنگ رمان مضطرب فرشاد

تکست آهنگ رمان مضطرب فرشاد
لیریکس آهنگ رمان مضطرب فرشاد
Farshad Roman moztareb lyrics

اگه قد من کشیده بودی

نمیتونستی تکون بخوری اَ نعشگی درد

زندگیم ادامه داره اما

هنوزم حمل میکنم توی سینه خستگی مرگو

یادمه رفتنا رو

لحظه های غمگین دفترامو

من اگه سخته برام هضم الآن

چون یادمه قبلنا رو

رو سیاهم پیش موهای سفیدم

پیش کودک درونم پیش به موقع رسیدن

جلو سیگارای کشیدم جلو سیاه ریه هام

و آرامش که طرفش نمیرم

هر چی عجله میکردم دیر میشد باز

یه تولد توی تنم پیر میشد باز

وقتی گوشت روح منو میبرید

این رنج بی وجدان سیر میشد باز

خوشحالی چه باختی میداد

وقتی اخم ابروهامو آشتی میداد

روانی ام ولی دنیا منو عادی میخواست

نمیرقصید بهش میگفتم ساز چی میخوای

ها دنیا به ساعت اتاق من خوابیده

کرختی بهم پا میده راه میره باهام بهم جا میده

خوشبینی وا میره تا میشه فردا واسه دیدنم

صابون دل ما رو سوهان روح ساییده

دیگه نقاب نمیزنم دل به آب نمیزنم

حس خرج نمیکنم اتفاق نمیخرم

من اهل پروازم افت پریدن

از رو چاله هات نمیپرم

هر قدم ریسک سقوطمه

از همه ی که چی بشه ها که چی ترم

پرده ها رو میکشم تا که

هیچ کسی نیاد به دیدنم

ترسناکه سیرم اَ نفس

بی رمق این رمان مضطربو میزنم ورق

شیونم تنم داد من بیداد منم

هر چی بوده کاشتم منتظر جوونه ام

فکر چیدنم فقط

فهمیده شدن توهمه

نمیکنم جستجو واسه گفتگو

من از دیالوگ فراری ام

خونه ام نوک برج زهر مار

تو نظرم کل کنایه و نیش و خنده دار

دلم ابره زبونم طغیان سیل سیلاب ها

از کلمه های غیر واقعی

چیزی نموند جز خرابه ای

هر چی میشنوی جنازه ی جمله های امیدواریمه

میبینی هنوز جسدشون هست

گرمای نفسشون هست

بوی تلاشا و عرقشون هست

رنگ تلافی تو طلبشون هست

یا من زیادی زود اومدم یا که خیلی دیر

از این جماعت مصرفی فکر خیری نیست

نمیفهمم خنده هاشونو

غصه هاشون جدی نیست

دنیاشون جوون و خامه من خیلی پیر

نیم سوزن همه لامپای شهر دلم

گاهی چشمک میزنن

وقتی دارم توی کوچه هاش تلو میخورم

منتظر مهتاب روزی خودمو

زیر تیر چراغ برق ولو میکنم

دیگه نقاب نمیزنم دل به آب نمیزنم

حس خرج نمیکنم اتفاق نمیخرم

من اهل پروازم افت پریدن

از رو چاله هات نمیپرم

هر قدم ریسکه سقوطمه

از همه ی که چی بشه ها که چی ترم

پرده ها رو میکشم تا که

هیچ کسی نیاد به دیدنم

پر کز کردن کنج اتاقم

من دودم سرفه گناهم

روی چشایی که چشم به راه جواب موندن

میکشه سرمه سوالم

زنده موندنمو خوب بلدم ولی

چطوری زنده کردن شده فراموشم

نا امید نه غمگینم سراپا گوشم

پی یه صدام که بگیرمش در آغوشم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *